
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
افـتـاده بود تـشـنـهلـب و آه میکـشـید فـریاد بیکـسـیش به جـائی نمیرسید او رحـمت رحـیـم، جـواد الائـمّه بود میداد از کـرامـت خود بر همه امید من درک کردهام خودم این نکته را که هست نـام جــواد بـر هـمـۀ قـفـلهــا کـلـیـد دریای جود و عاطفه و ناجی غریب قبله؛ مراد؛ شهره به مِهر است و من مرید برشانه داشت بـار غـم غـربـتی قدیم روی لـبـش تـرانـۀ یـاحی و یاشـهـید مجموعهای ز مقتل اولاد فاطمه است پس روضههاش میطلبد گـریۀ شدید باید به پای روضۀ این سرور صبور سر را شکست... گریبان ز غم درید شرمندهام ز حضرت زهرا از این کلام آنقدر ناله زد ز عـطش تا نفـس برید سر را گذاشت گوشۀ حجره به روی خاک گریان به سمت قبله غریبانه پَر کشید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
مـشـتـاق روی مـاه جــوادالائـمـهایـم محـتـاج یـک نـگـاه جـوادالائـمـهایـم بابالجـواد شـاهـد این ادعای ماست عـمـریست در پـنـاه جـوادالائـمهایم «راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست» مـا رهــروان راه جــوادالائـمــهایــم از کـاظـمـین راهی کـربوبـلا شدیم ما شـیـعـیـان، سـپـاه جـوادالائـمـهایم داغ عطش چه با دل لبتشنه میکند؟ دلــخــون هُــرم آه جــوادالائـمــهایـم در بین حجره؟ در دل گودال؟ پشت در؟ حـیــران قـتــلـگـاه جــوادالائـمــهایـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
ناگـزیـر است بـال و پـر بزند یا که بر خاک حجره سر بزند سوز زهری که کرده بیتابش دائـمـا شـعـلـه بر جـگـر بـزند نـالـهاش را کـسی نمی شـنـوند غـربتش روضه را شرر بزند روضۀ باز، حجره بسته است از عـطـش آه شـعـلـهور بـزند روضه یعنیکه همسری بیرحم جای رفـع عـطـش تَـشـر بزند در عـزای جـوان، جـوان بـاید از غـمـش نـالـه بـیـشـتـر بزند به عـلـی اکـبـرِ حـسـیـن قـسـم که جـوان داغ بـر جـگـر بزند روضه یعـنی که لشگـرِ نـیـزه ضربـهها را به یک نفـر بزند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
همسرش با مهربانیهایِ او سازش نداشت لحظهای حتی میان خانه آرامش نداشت بُرده بود ارث از پدر یک رأفتِ دلخواه را حیفِ آن قلبی که ایمن بود و آلایش نداشت در جـوانـی پـیـر شد آقا جـواد إبن رضا زجرها میدید و دیگر طاقتِ رنجش نداشت جودِ مطلق شد گرفـتارِ خساستزاده که بُخل و کینه داشت اما دستِ پُر بخشش نداشت شد برایش قـاتـلِ جـانی شـریکِ زنـدگی آن شریکِ زندگی که ذرّهای ارزش نداشت ذاتِ امّالفضل با خورشید در جنجال بود عینِ ظلمت بود و چشم دیدنِ تابش نداشت سرفهها میشد نفسگیر از گلویش تا جگر سوخت آری هیچ زهری اینقدَر سوزش نداشت بر زمین افتاد و خاکِ حجره دستش را گرفت چشمهایش خیره ماند و قدرتِ چرخش نداشت هیچ روزی در بلایا مثل عاشورا که نیست هیچ روزی مثل عاشورا خدا سنجش نداشت در قساوت! در جدال و قتل؛ آن هم قتلِ صبر هیچکس مانندِ شمرِ بیحیا کوشش نداشت پیکری شد غرقِ در خونِ قـفا در قتلگاه پیکریکه طاقتِ ده مرکبِ سرکش نداشت مانْد عریان؛ روی خاکِ غربت و با گریه رفت خواهری که جز خدا از هیچکس خواهش نداشت!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
جز عطش جز درد جز آتش بجز ماتم نداشت آه، زهرِ امفضل از زهرِ جعده کم نداشت مجتبای دیگری در حجـرهای اُفتاده بود غیر وا اُما خدایا سینهاش مرهم نداشت آن حسن دورش شلوغ است از عزیزان این حسن خواهری حتی برای گریه کردن هم نداشت ای جوانِ خانه با این زهر پیرت کردهاند ای بهم پیچیده قدّت شانههای خم نداشت واجـوادِ فـاطـمه دارد رضا را میکُـشد داغ این است این جوان جز قاتلش محرم نداشت خوب شد بابای او بالاسرش امروز نیست خوب شد پیش پدر خوننالهای مبهم نداشت بوی نان میآمد اما دخترک این روزها چند وعده جای نان جز سیلی محکم نداشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
نُه فلک خیمه زده سمت نگاه تو جواد میدرخشد به زمین چهره ماه تو جواد برکت میچکـد از دست کـریـمـانۀ تو جود و احسان تو گردیده گواه تو جواد بیپـنـاهـان همه در سـایـۀ لطـفت آرام عـشق هم آمده اکـنون به پـناه تو جواد ای تو شفافتر از زمزم و کوثر مولا این منم تـشـنۀ خـورشید پگـاه تو جواد آخـرالامـر بهـشتی شود از مرحـمـتت هر که آمد ز ره شوق به راه تو جواد میشود یـوسـف کـنـعـانی بـازار امـید هر که افتاد در این عرصه به چاه تو جواد بس که دیدی تو جفا از همه سو در عمرت مـانـده بر آیـنـههـا سـرخـی آه تو جواد دشمن خانگیات کشت تو را از ره کین کس نپرسید چه بوده ست گناه تو جواد ای امیر صف عشاق؛ کرم کن "یاسر" در دو عـالم بشود جزء سـپاه تو جواد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
دارم از داغ غمت اشک دمـادم بیشتر چـشمهـایم میزنـد بـارانِ نـم نم بیشتر تو جوادی و کرامت با تو معنا میشود پس دخـیل حـاجـت باب المرادم بیشتر هـمسر نامـهـربان خـیلی اذیت میکـند هرچه او نامهربانتر، شدت غم بیشتر روی خاک حجره میپیچی به خود آقای من نالههایت میشود هر لحظه، کم کم بیشتر مـادرت زهـراست آقـا آمده بالا سرت قامتش را کرده این حالات تو خم بیشتر از به خود پیچیدنت اینگونه حاصل میشود: زهر هر چه تلختر، سوزجگر هم بیشتر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
ای آن که کرم ریزد، از دستِ کریم تو احـسان و کرم باشد، مسکـین حـریم تو هرکس که شود آگه، از لطف عمیـم تو دانـد تـو کـریـمـی و، آئیـن عـطـا داری هم روشنی ماهی، هم چشمۀ خورشیدی هـم قـبـلـۀ دلهـا و، هـم کـعـبـۀ امـیـدی هم مَحـرم راز حق، هم جلوۀ تـوحـیدی سرتا به قدم نـور و، ایـمان و وفا داری ای آن که فـروغ حـق، تابد ز جـمال تو انـدیـشه کجـا یـابـد، راهی به کـمـال تو قُـدسی نَـفَـسان خـوانـند، آیـات کـمال تو این شوکت و عزت از، الطاف خدا داری ای هـر دل آزاده، گـردیــده اســیـر تـو هرتشنه لبی سیراب، از خـیر کـثـیر تو در «جود» ندیـده کس، هـمتا و نظیر تو دریای خروشانی از جـود و سخا داری با گوهـر مهـر خود، بر ما تو بها دادی شام غـم یـاران را، انـوار و ضیا دادی بـا دیـدن نـابــیـنـا، او را تـو شـفـا دادی در هر نگه لطـفـت، اکـسـیر شـفا داری در حـجـرۀ دربـسـته، با سـیـنۀ تـفـدیده شام غم و غربت را، چون تو چه کسی دیده زهرا به تو نالـیده، قـاتل به تو گریـیـده جان و دل پر شوری، از درد و بلا داری ای سوخته چون شمع و، جان داده چو پروانه با لعل لب عطشان، در حجره و در خانه گر بعد شهادت هم، ماندی تو غـریـبانه میراث غم و غربت، از کربوبلا داری بنگر تو «وفایی» را، با این دل شیدایی وقتی که گـرفـتارم، من در شب تنهایی چـشمم به رهت باشد، تا بر سرِمن آیی چون لـطفِ فـراوانی بر اهلِ ولا داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
ای چشمهسار جاریِ لطف و عطا جواد بر مـن بـبـار نــور زلال خـدا؛ جـواد لبـریـزم از خـطـا به حـریـم مـقـدست بر من به بخش هرچه که دارم خطا جواد از مهر توست کـلـبۀ قـلبم مـنوّر است وز جود توست مسّ وجودم طلا جواد بر نخـل عشق مـیوۀ شـیرین اهل بیت در بـاغ نــور سـرو بـلـنــدِ ولا جــواد روشـنتـرین چـراغ شـبـسـتـان اولـیـا باب المراد شیـعـه و ابنُ الرِّضا جواد هم خود کریم، هم که ز نسل کـرامتی در نزد تـوست عـالَـم و آدم گـدا جواد پـر میزند کـبـوتـر قـلـبم به کـاظـمین خواهد گـرفت دانه ز دست شما جواد ای مهربان امام که در طول عمر خود از خصم خویش دیده هزاران بلا جواد در عـنـفـوان عمر خـزان شد بهار تو ای ارغـوانِ گـلـشـن سبـز رضا جواد از کـین فتاد شـعـلـه به جان مطهـرت با تو چه کـرد آتـش زهـر جـفـا جـواد "یاسر" رسید تـشـنه به درگاه جود تو در کـام او بــریـز تـو آب بـقـا جــواد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() زبانحال امام جواد علیهالسلام قبل از شهادت
ای مـرا دلـبـر و دلـدار دلـم میسوزد همچـنـان شمعِ شب تـار دلم میسوزد بغضِ غربت به گلو بسته خدا آهم را پـشـت این آهِ شـرربـار دلـم میسوزد گُر گرفته جـگـرم از ستمِ همسر خود من ز بیمهـریِ این یار دلم میسوزد دست نیرنگ پیِ یاری اُمُّ الفضل است زآتـشِ زهـر سـتـمـکـار دلم میسوزد همۀ عمرم از او زخم زبان میخوردم یـا رب از اینهمه آزار دلم میسوزد ظلم بـیداد چونان روزِ مرا شب کرده که چه در خواب و چه بیدار دلم میسوزد این لبِ تشنه مرا بُرد به گودالِ عطش از غـم قـافـلــه سـالار دلـم مـیسـوزد چشم من روضۀ طفلان حرم میخواند مثـل چـشـمان عـلـمـدار دلم میسوزد روضۀ علـقـمه و بـوی گل یاس علی یـادِ آن مــادر بـیـمـار دلـم مـیسـوزد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
ارث قبیله است که هرکس جوانتر است مویش سفید گشته و قدش کمانتر است این بیست و پنج سال که سنی نمیشود اما بهـار عـمر شما پُـر خـزانتـر است تو مجـتـبای خـانـۀ مـوسی بن جعـفری با همسری که از همه نامهربانتر است زهـری کـشنده بود و لبت را سیاه کرد زهری که چوب نیست؛ ولی خیزرانتر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
پشت در با جگری سوخته تب میکردی دست و پا میزدی و آب طلب میکردی گوشۀ حجره، عطش فاتحهاش را میخواند اشکهایت به نظر روضۀ سقا میخواند همسرت جعده تباریست، بمیرم مظلوم! مَحرم راز دلت کیست!؟ بمیرم مظلوم! دردِ این غربت جانسوز مرا خواهد کشت خون لبهای تو امروز مرا خواهد کشت تشنگی، زخم ترک روی سبویت انداخت ناگهان شمر شد و پنجه به مویت انداخت اجـرت کـشـتنتان گـندم مرغـوب نشد پیـکـرت در تـه گـودال لگـدکـوب نشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
کـبـوتـرانه بـیا در هـوا پـری بزنـیم بـه آسـتـان بـلـنـد وفـا سـری بـزنـیم بیا به خـانـۀ فـیـض جـواد اهلالبیت به این امید که در وا کند، دری بزنیم سفر کنیم به پابوس چـشمۀ خورشید نـفـس در آیـنـۀ ذرهپــروری بـزنـیـم به شوق زمزم او تشنگی به دست آریم ز کـوثـر کرمش نیز ساغـری بزنیم به پـیـشـگـاه گـل زود پـرپـر زهــرا ز اشک دیده گـلاب معـطـری بزنیم به آستـانۀ بابالـمـراد آن معـصـوم سرشک عاطـفه از دیـدۀ تری بزنیم صدای زمزمه آمد، چه میشود آبی بـر آتـش دلِ سـوزانِ مـادری بـزنیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
چه حاجتی مگر این قوم خواستند و ندادی؟ که سنگ بود جوابِ تویی که آینهزادی تو لب گشودی و بوزینههای رفته به منبر خجل شدند؛ چه عُمرِ کمی! چه عِلم زیادی! لب از حلاوت نامت شکر شکن شده شاها که هم جـوان الائمه و هم امـام جـوادی نوشت از دَرِ پـشتی مرو که خـلق بداند تو بعد من پسرم! تا همیشه باب مرادی به "السلامُ عَـلی جَـدیَ الـشهـید" معـطر لبی که تشنه و مسموم روی خاک نهادی شهـیـدْ تـشـنهشدن ارث خـاندان تو بوده که قـاتل تو نـفـهـمیده بود از چه نژادی و روضهخوان چه بخواند به غیر روضۀ اکبر؟ و خاک بر سر دنیا که از سرش تو زیادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
آن شمعِ شعلهور که به غیر از شرر نداشت آتش گرفته بود و به جز چشم تَر نداشت از نالـهاش شـراره به هـفت آسمان فتاد اما به قـلـب سـنـگـی قـاتـل اثـر نداشت غـربت گـرفـته بود دلش را ز چار سو گوئی که شامِ محنت و دردش سحر نداشت تا داشت او نفس، ز جگر گفت العطش مرهم برای سوزش زخـم جگـر نداشت شد پـارهپـاره آن دلِ از زهـر شعـلـهور غیر از خدای، کس ز دل او خبر نداشت همچون حسین سر به سرِ خاکِ غم گذاشت خاکم به سر، که سَر زِ روی خاک برنداشت او از نـفـس فـتـاد و درِ حـجـره باز شد دیدند شاهـدان که دگر بال و پر نداشت خون گریه کن وفایی ازاین غم که آن امام حـتی امـان ز هـمـسر بـیـدادگـر نداشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
سلام ما به تو ای عـالـمی فتاده به پایت جوان آل عـلی جان شیخ و شاب فدایت تمام عـرش غـلامت، تمام فـرش گدایت نرفت دست تهی کس ز خوان لطف و عطایت گـدای کـوی تو هـستـیم یا جـواد الائـمّه ز جـام جـود تو مـستـیم یا جـواد الائـمّه توییکه جانی و جانی به جان شاه خراسان طبیب زادهای و دردها شود ز تو درمان خوشا هر آنکه به شوق تو گشته است مسلمان دعا نما که به راهت سرم رود، بدهم جان جوادی و حرم تو مطاف ارض و سما شد برات صحن و سرایت به دست خط رضا شد شب عزای تو بر دل نشسته داغ عجیبی که آشـنای همه هـستی و بدون شکـیـبی میان خـانۀ خود هم بـدون یار و حـبیبی تو هم شبیه عمویت حسن غریب غریبی غم تو داغ جوان است آه و زمزمه دارم میان روضهتان روضههای فاطمه دارم بهار عـمر سر آمد رسید فـصل خزانت شرار زهر چو آتش نشسته بود به جانت ز سوز زهر فتادی و رفت تاب و توانت ز جور و کینه نبوده؛ به خانه نیز امانت به خاک هجره نفسهات یاد کرببلا بود به سوز تشنگیات ذکر یا حسین تو را بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
مولای جود، حضرت ابنالرضا سلام ای آشـنـای هــر دل درد آشـنـا ســلام بـاب الـمـراد من درِ دولـتسـرای تـو بسته دلـم دخـیل به لطف و عطای تو هر قـفـل با کـلـید تو وا میشود جواد سنگ از اشـارۀ تو طلا میشود جواد تـو آمـدی مـسـیـر ولایت بـقـا گـرفـت افـتاده بود از نَـفـَس و با تو پا گـرفت چشم زمان به علم و کمال تو خیره شد در ذهن دهر، گوشهای از آن ذخیره شد تـو امــتـداد نــور، جــواد الائــمــهای سرچـشمـۀ حـضـور، جـواد الائـمهای تا کاظمینِ تو دل من پَـر گـرفته است بر غربت تو زمزمه از سَر گرفته است با تو چه کـرد هـمـسر نـامـهـربـان تو آمد به لـب ز بـازی تـقـدیـر، جـان تو دَر بسته بود حجره و تو دست و پا زدی میسوختی و مادر خود را صدا زدی ارث عطش ز خون خدا شد نصیب تو پـایـان گـرفت قـصـۀ عـمر عجیب تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
بـارانـیام امـشـب، هـوای گـریه دارم مـانـنـد چـشـم بـیقــرارت بـیقــرارم امشب عزادار است خورشید خراسان از مـاتـمـت عـالـم شده شـام غـریـبـان دنـیـا بـرایت داغ بـیانـدازهای داشـت هر روز آقا غـصههای تازهای داشت از کـودکی داغ یـتـیـمـی را چـشـیـدی وقتی کـفـن بر صورت بـابـا کـشـیدی ابـریست چـشـمـت مثـل آفـاق مـدینه آتــش گـرفـتـه قـلـبـت از داغ مـدیــنـه در چـشـمهـایت حـسـرتی بسیار مانده گـویـا دلـت بـیـن در و دیــوار مـانـده شوق سفر میبارد از چـشمان خیست شد قـطـرههـای اشک تو تنها انـیـست از این زمـانه سهـم تو شد بیشکـیـبی سخت است بین خانه خود هم غـریبی از این قفس حالا دگر وقت رهاییست سـهـم حـسـیـنیها بـلایی کربلاییست آقا تو میدانی عـطش با لب چه کرده آن مشک پـاره با دل زینب چه کـرده داری خبر از عصر عاشورا به خوبی از بیکسی، از تشنگی، از پای کوبی اینجـا ولـی آتـش نـسـوزانـده پـری را اینجا کـسی سـیـلی نـزد نـیـلـوفری را اینجـا بـیـابـان نیـست، اینجا تـل ندارد صد شـکـر اینجا گـودی مـقـتـل ندارد اینجا کسی در دست خود خنجر ندارد اینجـا کسی کـاری به انگـشـتـر ندارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
چشمه جود و سخا چشم ترش میسوزد آتش افتاده به جان و جگـرش میسوزد زنی از نسل شقاوت زده خنجر از پشت زخم کاریست، که پا تا به سرش میسوزد چون پرستوی اسیری که شکسته بالش گوشۀ حجـره غـریـبانه پـرش میسوزد مـیـوه بـاغ رضــا از سـر شـاخ افـتـاده بـاغـبان کو که بـبـیـند ثـمرش میسوزد شعـلـهور شد دل آفـاق از آن آتـش و آه آسـمـان دید که قـلـب قـمـرش میسوزد شده بیتـاب دل کـوثـر و طاهـا از درد شعـله افـتاده به دریـا گُهـرش میسوزد سوخت از داغ مدینه همه عمرش که چرا خـانه فـاطـمـه دیـوار و درش میسوزد از تب زهر چنان سوخت دل و جان جواد عرش با لوح و قلم از خبرش میسوزد یـاس بـسـتـان غـریب الغـربا پـرپـر شد در بهاری که چنین خشک و ترش میسوزد آسـمـان گـریـه بر احوال یتـیـمـش دارد پدری محتضر است و پسرش میسوزد عـالـمی منـتـظـر دسـت عـدالـت مـانـده سـالها از غـم او مـنـتـظرش میسوزد شده پـژمـرده دل سرخ "شقایق" از غـم هر شب از دوری او تا سحرش میسوزد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
نسیمِ عشقِ عطرآگینِ بابا حسرتِ جانت ربوده از کفَت صبر و قرار از جانِ جانانت سیاهی میرود چشمت به زردی چهرۀ ماهت که خونابِ جگر را شسته اشکِ چشمِ گریانت نمیدانیم با آن زن چگونه عمر سر کردی نمک از سفرهات خورد و شکست امّا نمکدانت زنی که بـاید آرامِ دلِ غـمـدیـدهات باشـد ولی با زهرِ کین انداخت آتش در گلستانت پدر در جنتِ طوس و پسر در غربتِ بغداد نداری محرمی دستی کشد بر زخمِ پنهانت به آتش میکشد دل را دمادم آهِ جانسوزت به گوشِ جان چو میآید صدای صوتِ قرآنت دلم امشب ز داغت بینهایت روضه میخواهد تو غرقِ زهرِ جانکاه و من امّا دردِ هجرانت از آن وقتی که زهرِ کین به جانت کارگر گشته به سمتِ مشهدِ بابا تو بستی پلکِ چشمانت اَباالهادی! تو هم ایکاش چون اکبر به بالینت پدر میزد گلِ بوسه بر آن زخمِ فراوانت غریب و بیکس و تنها میانِ حجره مینالی نپـرسـیده کسی آخر از احوالِ پـریشانت به یادِ کربلا جانت یقیناً مثلِ زهرا سوخت صدای درد میآید چنان از بیتالاحزانت خدا را شکر باز آقا! تو را غسل و کفن کردند چو جدّت زیرِ سُمِ کین، نداده کس به جولانت دِگر اکبر به خاک و خون دِگر اصغر در آغوشت رقـیه در پیِ رأست نرفـته شامِ ویـرانت اگر مثلِ حسن جدت تو را هم زهرِ کین دادند ندیده لااقل خواهر که خون پُر گشته دامانت علی موسیَ الرضا آقا! تویی صاحب عزا امشب که شورِ روضه بر پا گشت از سمتِ خراسانت به روزِ حشر چون دلها همه در بُهت و حیرانند ببخشا عاشقانت را از آن دریای احسانت!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
دوباره ماتمی در قلب خاص و عام افتاده اگـر شـال عـزا بر شـانـهٔ اسـلام افـتاده زنی در قالب همسر دوباره شر به پا کرده شبیه جعده در ذهـنش خیالی خام افتاده نشانده نقشههای شوم را در چشمهای خود جواد إبن رضا در چنگ مکری تام افتاده چه برّندهست شمشیرِ زبانِ نحسِ أمّ الفضل کـلامش باز هم در ورطهٔ دشـنام افتاده نفس میسوزد از زهرِ هلاهل؛ جایِ قدری آب زمین خورده! جوانی تشنه و ناکام افتاده گلویش شعلهور در آتش و از کنج لبهایش عطش جاریست و دریا کنار جام افتاده به سختی گام برمیدارد و از لرزش بسیار عبا از شانهاش بیتاب در هر گام افتاده
: امتیاز
|